این صفحه شام نوشتهای انتقادی من در گستره اجتماع، اندیشه روز و رویدادهاست.
خبر شديم كه فيلم "كابل اكسپرس" با بازي حنيف هنگام به بازار آمده، اما هنگام چند گپ كينهتوزانه در آن فيلم نثار هزارهها كرده است، چرا؟ كسي نميداند. خشم و اعتراض مردم برانگيخته شد.
به گفتهي اهل سينما، كابل اكسپرس چندان فيلم باارزشي نيست و اهميت آن تنها از اين نظر است كه فيلمي مشترك ميان هند و افغانستان است و از طرفي يكي از بازيگران آن به نام حنيف هنگام، افغان است. در اين كه حنيف هنگام در آن فيلم به كتله بزرگي از مردم افغانستان اهانت آشكاري روا داشته شكي نيست و باور كردني هم نيست كه او اين كلمات را از بيخبري تكرار كرده باشد و از اهميت و حقيقت آن بيخبر باشد. هنگام افغان است و نبايست چنين ميگفت، حالا كه گفته است مثلاً اگر در غرب ميبود محاكمه ميشد يا با عذرخواهي موضوع ختم ميشد. اما ...
اما اينجا كه افغانستان باشد قصه ديگريست، شايد آدمهاي كمي در اين دنيا باشند كه اين قسم رفتار ناهنجار كه از روي تعصب، تبعيض نژادي و يا توهين ادا ميگردد را جزو آزاديهاي بيان بشمارد. كارگردان كابل اكسپرس اظهار تاسف كرد و گفت: در نسخه اصلي فيلم اين گپها نيست و اين نسخه جعلي آن است كه از پاكستان آمده است! كي فكر ميكند كه پاكستانيها حنيف هنگام را بردهاند و به زور از او خواستهاند كه اين چند كلمه را تكرار كند و بعد آن را وارد اين فيلم مشترك افغان- هندي نمايند تا اين فيلم نه دوستي بلكه دشمني ميان دو ملت هند و افغان را بيافريند چنان كه پاكستانيها آرزو دارند. در هر حال اين سادهترين شكل تيوري توطئه بود كه تا حالا شنيدهام.
حنيف هنگام هم در تلوزويون اظهار تاسف كرد و گفت كه در ميان هزارهها زندگي ميكند و دوستشان است! و اين گپها كه از او شنيدهاند در نسخه اصلي فيلم نيست. باز فكر كردم شايد منظور او هم اين باشد كه پاكستانيهاي آن را از زبان او تكرار كردهاند.
وزارت فرهنگ كه اين روزها دلسوزياش به حال فرهنگ برهمهي اهل هنر و فرهنگ ثابت شده است پخش فيلم را غيرقانوني اعلان كرد و هر كسي ميداند كه اين يعني چند برابر شدن فروش آن در بازار! و توضيح ندادند كه در ابتدا زمان دادن مجوز، سناريوي اين فيلم خارجي را چرا نخوانده اند يا خوانده و با اغماض از توهينهاي آن چشمپوشي كردهاند.
آنچه حنیف هنگام در این فیلم گفته است تنها تحریک احساسات اقوام علیه هم است.در واقع در این فیلم هنگام حتي جنايات طالبان را هم به براي عوام توجيه ميكند؛ توجيه فاشيسم هم يك رفتار فاشيستي است؛ آن هم در دورهيي كه قرار است مسايل به شيوههاي ديموكراتيك حل گردد.
اقوام هيچگاهي در افغانستان در برابر هم صفآرايي نكردهاند گرچه مواردي از تجربههاي تلخ درگيري قومي يا مذهبي را شاهد بودهايم كه با تصميم چند نفري داشتهاند كه با موج سواري احساسات قومي را عليه هم تحريك كردهاند يا آنچه رخ داده جنگ ميان احزاب بوده است. معيار دموكراسي در افغانستان نه برگزاري انتخابات پيهم بلكه پيشبرد دوستي ميان اقوام است و ايجاد نهادها و گروههاي بينقومي معيار دموكراتيك شدن يا نشدن بايد در نظر گرفته شود.