این روزها دعوای اهالی پارلمان برای معاش و امتیازات 140 هزاری مساله یی ملی(!) شده است. دیشب رمضان بشر دوست متن نامه ی این درخواست از وزارت مالیه را به خبرنگاران نشان می داد و نماینده هرات در دفاع از معاش خواسته شده می گفت: من هر شب بیش از ۱۰ مهمان دارم و در هر ماه دو هزار دالر باقی می آورم و نماینده دیگری می گفت که پست نماینده پارلمان برابر پست وزراست و چرا نباید از همان امتیازات که وزیران دارند، آنها هم برخوردار شوند.
وزیر مالیه موضوع را به کابینه واگذار کرده است و نمی دانم کابینه چه خواهد کرد یا چه می تواند. چرا که نمایندگان پارلمان خود منصب قانون گذاری را در دست دارند و اگر حتی بیشتر هم بخواهند از نظر قانونی می توانند و کسی جلودارشان نمی تواند شود.
معاش چیز خوبی است و کسی از پول بدش نمی آید و عاقلانه هم نظر نمی رسد که تصور کنیم کسی از پول بداش بیاید و یا کمتر بخواهد.
اما سوال حل نشده مردم گرسنه و سرما زده افغانستان هر بار که این مناظره مضحک را در تلوزیون تماشا می کنند از خود، شاید این باشد که آیا این ها برای همین به پارلمان رفته اند که برای خود کار و معاش تهیه کنند یا امور مهم تری در لایجه وظایف شان است.
چرا مردم از قانون اطاعت می کنند؟ این پرسش اساسی در فلسفه حقوق است. شاید به این دلیل که "حس درست" هر کسی باور دارد که قانون به نفع اوست حتی اگر در شرایط حاضر به ضرر اش باشد و این حس اخلاقی انسان را وادار به احترام به قانون می کند و زمانی این حس اخلاقی در مردم قوت می گیرد که مرجع قانون گذار به اخلاق که پشتوانه قانون است پاینبدتر از شهروندان باشد در غیر آن، قانون امر غیر اخلاقی و شاید ظالمانه به نظر برسد و آیا اجرای چنین قوانینی ممکن است؟
به این نتیجه رسیده ام که این پارلمان مشروعیت و مرجعیت اخلاقی خود برای قانون گذاری را از دست داده است و مردم به آنها به چشمی احترام آمیز نمی نگرند.
تنها فایده آن همه وقت کشی که در پارلمان می شود و هر شب در تلوزیون می بینیم ظنزهایی است که تلوزیون طلوع از خواب نمایندگان در جلسات رسمی نشان می دهند یا بشر دوست در حال فریاد زدن است و کسی گوش نمی دهد. یا به خبرنگاران توهین می شود. من که نشنیده ام که این پارلمان در این مدت حتی یک قانون تصویب کرده باشد.
آیا افغانستان به این پارلمان احتیاج دارد؟
