تبليغاتX
فراتر از نیک و بد

فراتر از نیک و بد

روزنوشت‌ها

راز قتل داکتر نجیب

دیشب کتاب "راز خوابيده: اسرار مرگ داکتر نجيب" که به تازگی رزاق مامون در ١٢٨ صفحه چاپ و به بازار کتاب کابل عرضه کرده است را خواندم.

عنوان کتاب خیلی جذاب تر از متن آن است؛ مامون از نثر روایی و نمایشنامه یی بهره برده تا کتاب را خواندنی تر کند اما این کتاب از هر جهت خواننده را اقناع نمی کند. اگر مامون خواسته صرف داستان زندگی سیاسی داکتر نجیب را بگوید به گمانم خیلی دچار پراکنده گویی شده, تنها جسته و گریخته به آن پرداخته شده است و اگر خواسته رازها و ناگفته ها را افشا سازد باز اطلاعات بسیار کم  داده شده است. مامون سناریوهای قتل داکتر نجیب را بررسی می کند: انتقام گیری شهنواز تنی, ای اس ای و تنها نقش غرزی خواجوری را برجسته تر ترسیم می کند.

این قسمت کتاب که طول و تفصیل بیشتر دارد. و قتل داکتر نجیب را به غرزى خواخوږى, معاون فعلى شاروالى کابل نسبت داده است, در بخش دوم کتاب اسناد و مدارکی است تا ثابت کند که غرزی, به گفته خودش, داکتر نجیب را کشته است. اما غرزى دست داشتن در قتل داکتر نجیب را انکار کرده است. (کلیک کنید)

مامون در این کتاب موضوع هیجان انگیزی پرداخته است. سقوط حکومت داکتر نجيب، ورود مجاهدين به کابل، ورود طالبان به کابل و کشتن داکتر نجيب و برادرش بخش پرابهام و مهم تاریخ معاصر افغانستان است که هنوز سوالات بی پاسخ و رازهای بسیاری فاش نشده است.

فکر کنم برای نوشتن کتابی به این منظور که رازی از رازهای تاریخ معاصر افغانستان را روشن کند باید تلاش بیشتر و اسناد کامل تر و در نهایت کتابی با نظم و ترتیب بهتری فراهم کرد. (این کتاب حتی فهرست ندارد منابعی که اسناد و روایت ها از آن گرفته شده نیامده است.) این انتظاری بود که پس از خواندن سریع کتاب "رازهای خوابیده" حس کردم.

با همه این گپ ها از خواندن این کتاب لذت بردم.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/09/25ساعت 3:26 بعد از ظهر  توسط یاسین   | 

8 صبح؛ روزنامه حقوق بشری کابل

یکی از روزنامه هایی که هر روز می خوانم  ۸ صبح است و اگر نرسید وب سایتش را مرور می کنم. روزنامه 8 صبح یک کار نو در روزنامه نگاری افغانستان است. نمی خواهم دلیل برای این حرفم لیست کنم اما از این چند زاویه که ببینی:

یک روزنامه نگار متعهد باید برای کدام ارزش ها تلاش کند؟ روزنامه ۸ صبح، "حقوق بشر" را در محور بحث های این روزنامه قرار داده است. فکر می کنم این راه درستی برای بهبود زندگی مردم و تلاش درست برای دموکراتیک شدن باشد. اگر ۸صبح آگاهی عمومی در باره حقوق بشر را بتواند گسترش دهد و گفتمان افغانی حقوق بشری را با گفتمان جهانی آن پیوند زند و غنامند سازد کاری بس بزرگ خواهد بود که تاثیراتی پایدار برجا می گذارد. 

درست نویسی که باید برای اهل ادب ارزش باشد و زبان که باید اهل قلم عزیز بدارند و برای کارمندان سبب امتیاز و ندانستن یا بی توجهی به زبان به تنبیه بینجامد و برای اهل سیاست افتخار و برای روزنامه نگاران، فن و تخصص باشد اما نیست؛ چنان غلط نویسی و بی توجهی رواج عام یافته که کسی درست نوشتن به فارسی/دری را چندان مهم نمی گیرد. روزنامه ۸ صبح در این زمینه یک استثنا است که حتی نیم فاصله را هم رعایت می کند. این معیار مهم است، چرا که این روزها در کابل بیشتر از هر چیزی، افغانها به زبان مادری شان خیانت می کنند.

نویسندگان افغان اگر به جای نظر دادن و مقاله نوشتن، ترجمه کنند؛کار مفیدتر است. در ۸ صبح ترجمه های خوب از وب سایت ها و شبکه های خبری چاپ می شود که این روزنامه را خواندنی تر می کند. شمار کسانی که در افغانستان هر روز شبکه های جهانی را می بینند و یا از اینترنت پی گیری می کنند بسیار کم یا انگشت شمار اند؛ پس نیاز به ترجمه نه تنها قابل انکار نیست بلکه روزافزون است.

آخر، نمی توانم از امتیاز دیگر ۸ صبح یعنی از خود قسیم اخگر یاد نکنم؛ با نظرات اخگر موافق باشی یا نباشی؛ او از مردان پاک این روزگار است و راستی  او  یکی از انگشت شمار کسانی است که روشنفکر در معنای حقیقی "روشنفکری" است.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/09/18ساعت 12:43 بعد از ظهر  توسط یاسین   | 

عنوان ندارد

صبحدم که گمان نکنم نام کسی باشد. صفحه وبلاگی به همین عنوان گشوده است و  در نوشته اخیر اش "نام‌های خارجی و رسالت اخلاقی" نکته هایی را در مورد یادداشت"نامردی" تذکر داده که بس که جالب اند. به دو دوست دیگر هم نشان دادم و زیاد خندیدیم. راستی چه چیزهایی ممکن است به یک سوء تفاهم و بعد قضاوت آنهم روشنفکرانه با دلیل و برهان بینجامد. این هم نقد از یک زاویه غیر قابل پیش ‌بینی!

و در نوشته ی دوم به عنوان: "روشنفکر سرگیج" جدی‌تر نقد کرده است که گرچه نوشته‌ی خوبی است اما به خاطر این که با نام مستعار نوشته است با آن که با نظر و قضاوت صبحدم موافقتی ندارم. پاسخی هم نخواهم نوشت.

چندی پیش که با دوستی از محدودیت‌های نوشتن گله می‌کردم باز پیشنهاد کرد که با نام مستعار بنویس و آزاد! همیشه با اسم مستعار مشکل داشتم و به جز یکی-دو یادداشت در وبلاگی که خیلی زود رفقای زیرک کشف کردند؛ تا هنوز به نام مستعار نتوانستم بنویسم. نام مستعار اگر نشانه‌ی شرم از اندیشه و زبونی شخصیتی نباشد به یقین نوعی بی‌مسولیتی است که نویسنده یا شرم دارد از آنچه که می‌گوید یا ترس و زبونی خود را پنهان می‌کند و یا نامردی خود را می‌خواهد فقط نزد خوداش بماند و دیگران خبر نشوند.

با اسم مستعار آزاد هستی. اما آزادی برای کی؟ و آزادی از چی؟ اگر این آزادی برای من نباشد چه ارزشی دارد؟

خوب در این زمینه سخیداد هاتف هم نوشته جالبی دارد به نام چرا اسم مستعار نه؟! هنوز این نوشته را نخوانده‌ام. و با دیدن عنوان‌اش دو-سه پارگراف هم درد دل من از نام مستعار.

 هاتف حتماً نکته‌های مهمی را یادآوری کرده است که پس از خواندن آن، شاید بازهم به مستعار نویسان گیر بدهم.

+ نوشته شده در  شنبه 1386/01/25ساعت 9:50 قبل از ظهر  توسط یاسین   | 

آیا سیاستمداران هم باید وبلاگ بخوانند؟

نشریه الکترونیکی واشنگتن پریزم در مقاله‌یی نقش وب لاگ‌ها را در انتخابات ریاست جمهوری ۲٠٠٨ آمریکا بررسی کرده است.

نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری  در "اتاق مبارزه" علاوه بر مشاوران حوزه‌های مختلف، یک صندلی را هم برای "مشاوران وبلاگی" کنار می‌گذارند. مقاله با این پیام به آخر می‌رسد که :"اگر سیاستمدار با فضای وبلاگی ارتباط خوبی برقرار کند، سبب تقویت پیام خود می‌شود. چرا که دست یافتن به بلاگر‌ها، دست یافتن به جامعه است که می‌تواند هدف سیاستمدار برای جمع آوری آرا باشد."

 

+ نوشته شده در  شنبه 1385/12/12ساعت 12:24 بعد از ظهر  توسط یاسین   | 

کسی که برای خدا موتزارت می نواخت

مقاله سروش در باره کلارا هاسکیل را در ماهنامه هنر و موسیقی بخوانید. (فایل پی دی اف)

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/08/08ساعت 10:43 قبل از ظهر  توسط یاسین   | 

...و یک اشاره !

ازدوستانی که این نوشته ها را می خوانند یا می آیند خوش نمی کنند و نمی خوانند. کسانی که پیام می نویسند و یا نمی نویسند. از بزرگوانی که نقد می کنند و یا فقط وعده آن را می دهند از همه جهانی سپاس!

مدتی است که تکنالوژی ما به نرم افزارهای جدیدی دست یافته است که البته خیر اش به ما هنوز نرسیده اما یکی از شر های اش همین که دیگر پیام گیر وبلاگ از ابن جا باز نمی شود.

من هر روز نوشته های بسیار خواندنی سخیداد هاتف را می خوانم و در جمع دوستان بارها تکرار می شود و هر کسی به نحویی آفرینی بر لطف طبع هاتف می گوید.

و نوشته های میر حسین مهدوی که مثل مرچ تند است و نمی دانم این بار باعث تبعید اش به کجا خواهد شد اما خواندنی است.

و اخیراً نوشته های محمد علی هروی را در وبلاگ گفتارها هم می بینم. گرچه گفته می شود که این نام مستعار از داکتر مهدی است! که در این هیات وارد دنیای اینترنتی شده است. در هر حال هروی اگر از نام اصلی اش استفاده می کرد بهتر بود و حداقل می توانستم پاسخ نقد اش را بدهم.

و نوشته های دیگر دوستان را در سایت آسمایی، پیمان ملی، گفتمان و آرمان را مرتب ... می خوانم و ...

این هم برای ننوشتن پیام.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/06/08ساعت 4:3 بعد از ظهر  توسط یاسین   | 

کتابی برای نمایندگان پارلمان

نام کتاب: قانون اساسی و نظام سیاسی نوین افغانستان

نویسنده: پروفیسور دکتور محمد طاهر هاشمی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1384/12/06ساعت 2:21 بعد از ظهر  توسط یاسین   | 

در باره یک کتاب

نام کتاب: کشور شاهی افغانستان و ایالات متحده امریکا

نویسندگان: لیون پاولادا و لیلا پاولادا (1995)

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1384/12/06ساعت 9:9 قبل از ظهر  توسط یاسین   |